دکتر گیاهان

بیماری های ویروسی برنجRice viruses
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤
 

بیماری های ویروسی برنج

¨     Rice dwarf virus  (RDV)،

¨     یکی از اعضای جنس Phytoreovirus  از خانواده Reoviridae . مهمترین ناقل  زنجرک های گونه های Nephotettix . انتشار بیماری: در ژاپن و کره و  دیگر کشور های آسیایی. هر ذره ویروس icosahedral  است و شامل دولایه پروتئین متحدالمرکز که 12 مولکول RNA  دورشته ای در ژنومشان را پوشش می دهند. انتقال توسط بذر گزارش نشده است.  آلودگی به RDV منجر می شود به لکه های کلرتیک روی برگ و کوتولگی بوته در حال رشد. مدیریت: شخم مزرعه برنج در زمستان که جمعیت ناقل را در فصل کاشت برنج و در نتیجه وقوع RDV را کاهش می دهد. کاربرد حشره کشها در زمان زمستان گذرانی و ارقام مقاوم

¨     ویروس کوتولگی تونگروی برنج (RTSV)

یکی از مخرب ترین بیماری های برنج در جنوب شرقی آسیاست. این بیماری در اثر آلودگی مخلوط دو ویروس  RTSV ویروس RTBV ایجاد می شود.  RTSV ناقل ویروس تونگروی برنج زنجرک سبز برنج  Nephotettix  viriscens می باشد. برگ ها ازنوک تغییر رنگ می یابند همچنین ممکن است علایم ماتلینگ یا نواری شدن را هم نشان دهند. کوتولگی مشهود است و جوانه زنی کاهش می یابد. گلدهی به تاخیر می افتد. دانه ها بالکه های قهوه ای تیره پوشیده شده اند. حضور منابع ویروس، جمعیت و ترکیب ناقل، سن و حساسیت میزبان و همزمانی این سه فاکتور وقوع بیماری را بالا می برد. کنترل: بیماری تا جایی که ممکن است باید زود تشخیص داده شود. کاه کلش وبقایای گیاهی باید بعد از برداشت به وسیله شخم به منظور حذف اینوکولوم از بین بروند. جوامع کشاورزی باید برای کشت همزمان در یک ماه برنامه ریزی کنند.

¨     ویروس نواری برنج (RSV)

¨     Tenuivirus و خانواده نامشخص انتشار بیماری: درژاپن، کره وتایوان  مایه کوبی مکانیکی مشکل است. ویروس توسط  Laodelphax striatellus و سه زنجرک دیگر به طریق پایا انتقال می یابد. در آلودگی شدید برگ های برنج به طور خطی قهوه ای تا خاکستری نکروزه می شوند و می میرند. آنها سنبلکهای سفید تا قهوه ای ناقص تولید می کنند.

¨     ویروس هوجابلانکای برنج (RHBV)

¨     Tenuivirusجنس انتشار بیماری: در آمریکای جنوبی و مرکزی . ژنوم ssRNA ، خطی،  ژنوم 4 بخشی؛ علایم مزرعه ای RHBV، نوارهای سفید یا کلرتیک در روی برگ یا برگ های کاملا سفید، کوتولگی و دانه های رسیده کاملا پر نشده می باشد. ویروس به طور اختصاصی به صورت پایا توسط زنجرک برنج Sogatodes orizicola  انتقال پیدا می کند. به وسیله مکانیکی، تماس با گیاهان دیگر و با بذر انتقال پیدا نمی کند.مدیریت: مقاومت گیاه- میزبان و مدیریت تلفیقی آفات


 
 
ویروئیدها Viroids)
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
 

ویروئید­ها (Viroids) کوچکترین عوامل بیماری­زای گیاهی هستند که تقریبا 40 سال از شناسایی آن­ها می­گذرد. اصطلاح ویروئید اولین بار توسط دینر در سال 1971 برای توصیف عامل بیماری دوکی شدن غده سیب زمینی (PSTVd) به کار برده شد. ویروئید ها مولکول­های RNA بیمارگر، فاقد پوشش پروتئینی، حلقوی تک رشته ای و کوچک با طول چند صد نوکلئوتید (246 الی 402 نوکلئوتید) وبا ساختمان ثانویه متعدد هستند، آنها برای هیچ پلی پپتیدی کد نمی کنند و مستقل از هر ویروس گیاهی تکثیر می­یابند. آن­ها برای تکثیر (همانندسازی) حرکت و عملکردشان وابسته به پروتئین های میزبان می باشندویروئید ها در طول مولکول تک رشته ای خود دارای باند های مکمل بسیار زیادی هستند و همین امر باعث جفت شدن باز ها و ایجاد ساختار شبیه سنجاق سر با نواحی تک رشته ای و دو رشته ای (ساختمان ثانویه) می­شود.این ساختار علت پایداری بالای مولکول RNA ویروئید در شرایط مختلف می باشد. در حال حاضر ویروئید­ها در دو خانواده  Pospiviroidae و Avsunviroidae قرار دارند. ویروئید ها قادر به آلوده کردن هر دو گروه گیاهی دو لپه­ای و تک لپه­ای می باشند و تاکنون هیچ ویروئیدی که در انسان یا حیوانات ایجاد بیماری کند یافت نشده است. ویروئید­ها در بیشتر میزبان های خود به راحتی از طریق مکانیکی، بذر و دانه گرده انتقال می یابند. سهولت انتقال ویروئید ها با وجود نوکلئاز ها در محیط ممکن است به دلیل ساختمان ثانویه ویروئید ها و نیز متصل شدن ویروئیدها به برخی ترکیب های میزبانی طی فرایند انتقال باشد (جعفرپور، 1386).

علائم ماکروسکوپی بیماری های ویروئیدی

هیچ تفاوتی بین علائم بیماری های ویروئیدی با علایم ایجاد شده توسط ویروس ها وجود ندارد. این علائم شامل کوتولگی، ابلقی، بدشکلی برگ، بافت مردگی، روخمشی، تغییر رنگ برگ ها و... می باشد. برخی ویروئید ها تنها در اندام خاصی ایجاد تولید علائم می کنند، ولی برخی دیگر آثار عمومی بیشتری دارند؛ بعضی نیز در میزبان های خود فاقد علائم بوده و یا علائم خفیفی ایجاد می کنند. ومعمولا ایجاد علایم در شدت نور بالا و به خصوص دمای بالا گسترش می یابد. (جعفرپور، 1386).

ویروئید اگزوکورتیس مرکبات (CEVd)

خانواده :  Pospiviroidae

جنس:  Pospiviroid

گونه: Citrus exocortis viroid

اندازه: nt 374-368 ، 463 و 467

این بیماری اولین بار در سال 1948 از کالیفرنیا گزارش شد ( جعفرپور، 1386). بیماری اگزوکورتیس توسط یک ویروئید یا کمپلکسی از ویروئید ها ایجاد می شود. این بیماری در روی   Poncirus trifoliataو بیشتر هیبرید های ان مخصوصا سیترنگ و نیز Rangpur lime، لیمو شیرین فلسطینی، تعدادی از سیترون ها و لمون ها وتعدادی از واریته های مرکبات را تحت تاثیر قرار می دهد. در تعدادی ازواریته ها مثل sweet orange و sour orange، گریپ فروت، ماندارین و راف لمون بدون علائم است.علائم اگزوکورتیس شامل  کوتولگی درخت، شکاف روی پوست و شکاف هایی روی بخش هایی از پایه می باشد(باو، 1995). در درختان چهار تا هشت ساله­ی الوده، شکاف های عمودی روی پوست به وجود می آید و نار های نازک و باریکی از پوست خارجی درخت جدا می شود بر روی ساقه های جوان درختان حساس آلوده لکه های زردی نیز ممکن است ایجاد شود. ساقه و برگ برخی از ارقام مرکبات روخمشی را همراه شکاف خوردگی وسیاه شدگی رگبرگ ها و دمبرگ ها نشان می دهند   (جعفر پور، 1386). هیچ ناقل حشره ای برای برای اگزوکورتیس شناخته نشده اما ویروئید به وسیله شیره گیاهی مرکبات و میزبان های گیاهی غیر مرکبات قابل انتقال است و کاملا" مقاوم به گرما و خشکی و برخی مواد شیمیایی است (باو، 1995).

دامنه میزبانی این ویروئید محدود به خانواده مرکبات (Rutaceae) است. گونه های تشخیصی، تکثیری وسنجشی برای ویروئید اگزوکورتیس مرکبات شامل 1) پرتقال (sweet orang) 2) بالنگ اتراگ (Etrog citron) 3) گیاه مخملی (Gynura aurantiaca) 4) گوجه فرنگی رقم راتگرز می باشد (جعفر پور، 1386).

آلودگی زدایی پیوندک ها و ابزار ها با استفاده از محلول های شیمیایی مثل 5% سدیم هیپوکلریت برای جلوگیری از انتشار بیماری در نهالستان ها و باغات جاری توصیه می شود (باو،1995).

بیماری کاچکسیای مرکبات

خانواده : Pospiviroidae

جنس: Hostuviroid

گونه: Hop stunt viroid (HSVd-c) = Citrus viroid II (CVd-II)

اولین بار زایلوپروز به عنوان بیماری که پایه های لیمو شیرین را در کشور فلسطین تحت تاثیر قرار می دهد شناخته و توصیف شد. در سال 1950 یک بیماری با علایم مشابه زایلوپروز اما orlando tangelo را آلوده می کند تحت نام کاچکسیا در فلوریدا توصیف شد ونشان داده شد که به وسیله پیوند قابل انتقال است. عامل کاچکسیا یک ویروئید طبیعی است که فرورفتگی هایی را در چوب مرکزی ایجاد می کند (stem pitting) و ترشح صمغ را در پوست را در ماندارین، تانجلو، لیمو شیرین، و بعضی از انواع مرکبات دیگر ایجاد می کند. رنج علائم از شدید در ارلاندو، wekiwia، کلمانتین و parsons special mandarin تا غیر قابل تشخیص در sweet orange، sour orange، گریپ فروت و trifoliate orange  است. هیچ ناقل حشره ای شناخته شده است . و می تواند با کاشت جدید مواد تکثیری سالم حذف شود (باو،1995).

منابع و ماخذ

  1. جعفر پور، ب. 1386. ویروئیدها (کوچکترین عوامل بیماریزای گیاهی  انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، 306 صفحه.
  2.      Bové.J. M. 1995. Virus and virus- like diseases of citrus in the near east region. FAO publication. 518 pp.

 
 
Mycorrhizae
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳٠
 

مقدمه:

وقتی که گیاهان در محیط های رقابتی زندگی می کنند،آنها اغلب مکانیزم هایی را برای کمک به بقایشان توسعه می دهند.

که این شامل ویژگی های مورفولوژیکی مثل:برگهای ضخیم شده ،کوچک یا باریک شده برای کاهش از دست دادن آب،کند کردن نرخ رشد گیاه،یا توسعه دادن تحمل برای شوری بالا و سطح تحمل مواد غذایی.

یکی از مهمترین مکانیزم های بقا در ارتباط باایجاد سودمندی متقابل است(سیمبیوتیک)ارتباط بین ریشه گیاه و ارگانیزمهای خاک زاد مثل باکتری ها و قارچهاست. 

 What are mycorrhizae 

ارتباط بین ریشه ها و قارچ ها میکوریز نامیده می شود.

ریشه های حدود 80%همه گیاهان زمین به وسیله قارچهایarbuscular mycorrhizal (AM) fungi. کلنیزه می شوند.

این  قارچ ها گروه کوچکی از قارچ های همزیست های اجباری هستند که در رابطه با گیاهان مواد غذایی گیاه و مقاومت به تعدادی از پاتوژن ها را بهتر می کنند. (Dehne, 1982; Linder-

man, 1994; St.-Arnaud et al., 1995)

یک گیاهی که این رابطه را تشکیل می دهد هم قارچ و هم گیاه میزبان سود می برند.

تعداد زیادی از گیاهان بومی بیابانی به عنوان میزبان های قارچ ها هستند و بدون آنها نمی توانند باقی بمانند.

فعل و انفعالات با میکروبهای خاک-یک سیکل مفید

گیاهان بیابانی با ارگانیزمهای خاک فعل و انفعال انجام می دهند.تعداد زیادی از این میکروارگانیزمها با تثبیت نیتروژن خاک باعث تقویت گیاهان می شوند که برای رشد گیاه ارزشمنداست.وقتی که مایکوریزا حضور دارند تعداد و خاصیت حیاتی این تثبیت کننده های نیتروژن افزایش می یابد.

مایکوریزا نقش عملکردی مهمی در تولیدات کشاورزی دارند:

1. گرفتن فسفات :اثر این قارچ ها باعث افزایش گرفتن فسفر خاک می شوند.به وسیله توسعه ای که در سیستم ریشه ای می دهد .خاک فسفاته خیلی بی حرکت است.بنابراین این قارچها منطقه تماس ریشه با خاک را افزایش می دهند.مایکوریز  می توانند موثر بودن کاربردی فسفات را تا 300%افزایش دهند.

2. گرفتن مواد معدنی: مایکوریزها با این روش می توانند فسفات خاک،مواد معدنی در دسترس مثل K, Ca, Mg, Zn, Cu, Mn & Fe  را حل بکنند همچنین می توانند در حضور این ارگانیزمها در روی ریشه های مویی گیاهان افزایش ایجاد بکنند.

3. محافظت ریشه ها: مایکوریزا هادر افزایش رشد گیاهان در شرایط شوری بالا مهم هستند.این مدرک وجود دارد که این قارچها می توانند گیاهان را از بیماری خاکزاد مشخص با تولید آنتی بیوتیک ها،تغییر در سلولهای اپیدرمی ریشه و رقابت با ارگانیزمهای بیماریزا برای دسترسی به غذا و فضا  از حمله محافظت کنند.

4.مقاومت به خشکی: یک نقش بحرانی مایکوریزها در مناطق خشک اثر گذاری مایکوریزا در گرفتن آب از درز های خاک و کلوئیدهای خاک است که ریشه های مویی گیاه نمی تواند . 

مقاومت به بیماری

مایکوریزا همچنین  به مقاوت گیاه به آلودگی به وسیله قارچهاو باکتری های دیگر کمک می کنند .این ممکن است به علت این باشد که گیاه بهتر تغذیه می کند .، که سالمتر است و در نتیجه بهتر در مقابل مهاجمان مقاومت می کند. این همچنین ممکن است به علت حضور فیزیکی یک قارچ باشد که از آلودگی به وسیله قارچ دیگر ممانعت می کند.احتمال دیگر این می باشد که گیاه یا قارچ ترکیباتی را تولید می کند که از آلودگی توسط پاتوژن ها جلوگیری می کند.

AMها رابطه صمیمانه ای را با میزبانشان برقرار می کنند.بنابراین در یک اینتراکشن بین همزیست و پاتوژنهای گیاهی برای اتفاقی مجاور می شوند.با ایجاد کردن یک محیط جدید در منطقه تاثیرشان ،AMبرای ازدیاد میکروارگانیزمهای خاصی همکاری می کنند،تعداد کمی از آنها با پاتوژنها به وسیله به وسیله آنتی بیوز،رقابت و پارازیتیسم(پارازیته کردن) اینتراکت می کنند(فعل و انفعال انجام می دهند).

گیاهان موضوعی برای حمله به وسیله ارگانیزمهای متنوعی رنجی از قارچها ،باکتری ها ،ویروسهاونماتودها هستند.گیاهان مایکوریزی معمولا"خسارت کمتری را نسبت به گیاهان بدون مایکریز تحمل می کنند. (Dehne 1982; Filion et al. 1999) به هر حال تعدادکمی گزارش خلاف این پیشنهاد شده است.سویایی که با mosseae Glomus  کلنیزه شده در خاکی با پاتوژنهای 

Macrophomina phaseolina, Fusarium solani and، Rhizoctonia solani آلوده شده رشد بیشتر یا قابل مقایسه ای را با گیاهان رشد یافته در خاکهای سالم داشتند.به هر حال سویایی که کلنیزه نشده باشد از کاهش رشد رنج می برد. (Zambolim & Schenck 1983) . گیاه گوجه فرنگی که کلنیزه شده با مایکوریز نسبت به گیاهان بدون مایکوریز کمتر به  Phytophthora حساس است.بافت ریشه مایکوریزی نسبت بافت ریشه بدون مایکوریز ،مخصوصا"در ناحیه ویزیکولار چوبی تر می باشد.این اندوفیت را به کورتکس محدود می کند.مکانیزمهای مشابه ای ممکن است  همچنین حمله میکروارگانیزمها زا متوقف بکند (Dehne 1982) .برخلاف اکتومایکوریز تولید آنتی بیوتیک در AM مشاهده نشده است.آنها به وسیله معانی متفاوتی موجب محافظت یا تحمل می شوند.افزایش ضخامت ریشه ممکن است مانند یک بازدارنده عمل کند.شیمیایی های متفاوت بین AM و گیاهان بدون AM یافت شده است.مقداری آمینواسید مخصوصا" آرژنین یافت شده که در گیاهان AM بالا بوده است.آرژنین و عصاره ریشه گیاهان مایکوریزی تولید کلامیدوسپور را در Thielaviopsis basicola کاهش داد. AM  فیزیولوژی ریشه ها را تغییر می دهد ممکن است که از نفوذ نماتد جلوگیری کند و توسعه اش را را به تعویق بیندازد.

قارچهای مایکوریز فعالیت کم ضد میکروبی مکانیزم فنیل پروپانویید را در ریشه  تحریک می کنند. این ذخیره فنل ها یا ماده متشکله دیگر گیاهان مایکوریزی را از پاتوژنها محافظت می کنند یا آنها را برای عکس العمل سریعتر با آزاد کردن فنلیک های دفاعی آماده می کنند. ( Morandi  1996). اینتراکشن AM با پاتوژن به توسعه زیاد روی میزبان و پاتوژن مربوطه بستگی دارد.

Two Main Types of Mycorrhizae

دو نوع مهم از مایکوریز وجود دارد:

1. “Ecto” – mycorrhizae.

2. “Endo” – mycorrhizae 

Ectomycorrhizae

 

 

این گروه از قارچها عمدتا“ در ریشه درختانی مثل کاج، توس، شوکران کبیر، راش،بلوط،صنوبر یافت می شوند.بنابراین اهمیت خاصی در درختان و تولیدات زینتی دارند،اما در بیشتر محصولات کشاورزی اهمیتشان محدود می شود.

این قارچها ارگانیزمهای مستعدی اند که می توانند مواد غذایی را از منابع گوناگون بگیرند آنها می توانند به طور مستقل در خاک زندگی کنند. جنبه کاربردی اینها این است که می توانند به آسانی روی پوششهای مصنوعی کشت شوند و به خاک تلقیح شوند.

اینها در قلمستان ها در تعدای از درختان که نمی توانند عملکرد مناسبی بدون حضور این قارچها داشته باشند اهمیت دارند.

مهمترین تفاوتشان این است که این نوع از قارچ ها در بین سلولهای ریشه رشد می کنند ،نه در داخلشان.

قارچهای اکتومایکوریز دارای ریسه هایی هستند که به داخل سلول رشد می کنند به طور بالقوه انتهایی ریشه آلوده به بیماری با ریسه های که از لایه تارمانند تا لایه پارانشیم مانند متغیر می باشد،پوشیده شده است از این پوشش توری یک شبکه ریسه ای (Hartignet) به داخل چند لایه اول پوست و به ندرت عمیق تر گسترش یافته و بعد فقط تا آندودرم می رسد.رشته های گسترش یافته از پوشش توری(Mantle) مواد غذایی خود را از خاک گرفته و آنها را به داخل ریشه از طریق شبکه ریسه هدایت می نماید.

تارهای کشنده در قسمت آلوده ریشه نمی توانند نمو کنند و ریشه از لحاظ خصوصیات ساختار شناسی دارای خصوصیات برجسته می باشد،کوتاه شده و اغلب منشعب می گردد.

 Endomycorrhizae

 Taxonomy of AM fungi

AM fungi یا قارچهای آربوسکولار مایکوریزال ویژگی های عجیبی از نظر مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی دارند.اسپور های قارچهای AM عموما“ در خاک تشکیل می شود.و اندازه آنها (50-500  میکرومتر قطر) بزرگتر از قارچ های دیگر می باشد.هیفشان فاقد بند است. فاز رشد جنسی مشاهده نشده است.اسپور ها  در تحت شرایط مناسب جوانه می زنند.،هیفشان را توسعه می دهند و ریشه گیاهان را  کلنیزه می کنند. هیف قارچ به کورتکس لایه ریشه نفوذ می کندو تشکیل اندام هیفی  ”ویزیکول ” و“ آربوسکول“ را می دهد که از ویژگی های قارچ هایAM می باشد.

 

AM fungi که از خانواده Gigasporaceae هستند شناخته نشده که ویزیکول تشکیل بدهند. کلنی روی ریشه گیاهان برای تکثیر AM Fungi ضروی است. AM fungi بنابراین به عنوان  قارچهای همزیست اجباری  تشخیص داده شده اند .فعل و انفعال بین قارچهای AM و گیاهان عموما“ بر اساس اصول همکاری بر سر تبادل مواد غذایی است.

به علت ویژگی های مورفولوژیکی مثل هیف بدون بند قارچهایAM به عنوان یک از اعضای  Zygomycota تشخیص داده شده بودند.اخیرا“ مطالعات فیلوژنتیک مولکولی نشان داد که  زیگومیکوتا پلی فیلیتیک(چند نیایی)است و قارچهای AM باید از شاخه زیگومیکوتا جدا شوند.یک شاخه جدیدی یه عنوان  Glomeromycota برای قارچهای AM پیشنهاد شده است.

بیشترین مطالعه ای که انجام شده و از نظر کشاورزی اهمیت دارد گروهی از endomycorrhiza می باشد که

Vesicular Arbuscular Mycorrhizae (VAM)  نامیده  می شود. هیف قارچ به سلولهای ریشه های مویی نفوذ می کند و زمانی که به داخل گیاه وارد شد ساختارهای چند شاخه زیادی به نام arbuscules را می دهد. این ساختارها مواد غذایی معدنی را از قارچ به گیاه انتقال می دهند و در برگشت هیف خارجی را با قندهای حاصل از مکانیزم فتوسنتزی گیاه تغذیه می کنند. Vesicleها هم به عنوان یک  ارگان  ذخیره سازی مهم برای مایکوریزا عمل می کنند. قارچهای مایکوریز باعث رشد سریعتر گیاه می شوند.

VAM  می توانند خودشان را از 2-6 برابر ریشه های مویی توسعه دهند.

 

قارچهای VAM تغییرات قابل توجهی از نظر شکل ظاهری در ریشه گیاهان عالی همزیست خود ایجاد نکرده و پوشش خارجی(Mantle) و شبکه هارتیگ(hartig network) تولید نمی کنند. ریسه ها بانفوذ به دیوار سلول میزبان موجب تورفتگی غشای پلاسمایی آن شده و در داخل و همچنین در میان سلولهای پوستی رشد می کنند.آنها اندام های مکینه مانند بسیار منشعب و مارپیچی شکلی به نام آربوسکولها (Arbuscules) و در بعضی موارد غده های انتهایی به نام ویزیکولها را تولید می کنند.

ویزیکولها در داخل یا میان دیوارهای سلولی میزبان رشد می کنند و گمان می رود وظیفه ذخیره انرژی را برای استفاده قارچ  درزمانیکه تهیه متابولیت های میزبان کم است به عهده دارند.آربوسکولها ،ریسه های بسیار منشعبی هستند که به دیوارسلولی میزبان نفوذ کرده و موجب تورفتگی شدید غشای پلاسمایی سلول میزبان می شوند.انشعابات این ریسه های اختصاصی سطح بزرگی را در میان غشای پلاسمایی سلول میزبان به وجود می آورند و به نظر می رسد که در انتقال دوطرفه متابولیتها و موادغذایی بین دو همزیست مایکوریزی به کار می روند.از طرفی آربوسکولها فقط چند روز قبل تجزیه و هضم شدن توسط سلولهای گیاهی زنده می مانند .نتیجتا“ در یک رابطه مایکوریزی سالم توالی ممتدی از توسعه و تجزیه آربوسکولها وجود دارد.ریشه های آلوده شده گیاه احتمالا“توانایی منطقه تماس سطح گیاهان با خاک را تا 10 برابر افزایش می دهند.این مخصوصا“ برای  موادغذایی با خاک هایی که کم متحرک اند مثل خاک هایی که فسفر دارند مهم است.منابع ارزشمندی که اغلب ناشناخته به طور ندانسته ای متوقف شده ،به عنوان مثال با ضدعفونی ،همانطور که در جدول زیر شرح داده شده است.جدول زیر اثر  fumigation  را روی رشد گیاه با مثال روشن می کند. همچنین می توانیم ببینیم هویج بیشتر از گندم آلوده شده است،گندم کمتر به VAM وابسته است.

take-all disease is systemically reduced in roots

 of mycorrhizal barley plants

اثر سیستمیکی ریشه کلنیزه شده  به وسیله   Arbuscular Mycorrhzal fungus توسط Glomus mosseae بر روی جویی که  توسط   Gaeumannomyces graminis var. tritici (Ggt)  آلوده شده مطالعه شده است.در سیستم های ریشه شکافته جو از یک طرف با  G. mosseae  مایه کوبی شد و از طرف دیگر با Ggt .

آلودگی ریشه توسط Ggt (بیماری پاخوره گندم) به طور سیستمیکی کاهش یافت وقتی که گیاهان جو درجه بالایی از ریشه کلنیزه شده مایکوریزی را نشان دادند در حالی که ریشه کلنیزه شده یک مقدار کم مایکوریز بی اثری را از آلودگی به Ggt نمایش دادند.

نتایج نشان داد که اثر محافظتی زیستی به درجه کلنیزه شده ریشه توسط قارچ های مایکوریز بستگی دارد.

در یک نرخ کلنی مایکوریزی بالا غلظت سالیسیلیک اسید در ریشه های کلنیزه شده افزایش یافته بود اما نه افزایش سیستمیک اسید سالیسیلیک(SA) در در ریشه های بدون مایکوریزی از گیاهان مایکوریزی می توانست اندازه گیری شود،نشان داد که  اثر سیستمیکی محافظتی زیستی بر ضد Ggt به وسیله سالیسیلیک اسید میانه نشد .

 

 

 

 

This is what the outer fungal sheath of a mycorrhizae actually looks like. As the micrograph shows the hyphae are about 1 micron in width. The bar at the bottom is 10 microns. Note the clamp connections i.e. those raised bulbous looking things! Some of the little dots are (likely) bacteria. Yes, the soil bacteria probably have some interaction with the fungus.

 

در این عکس به نظر می سد که بخش عبوری ریشه تغذیه کننده در ارتباط با مایکوریز با یک قارچ به نظر مشاهده می شود.در مرکز عکس آومد چوبی را می شود دید.سلولهای بزرگ سلول های کورتیکول می باشند.حرکت به طرف خارج به نظر می رسد که حرکت بسته ای است و قارچ خدش را به زور بین سلولهای کورتیکول به جلو می برد. (Hartig Net: named for Dr. Hartig). نهایتا"غلاف قارچ در طرف بیرونی وجود دارد.

. The bar in the picture (lower left) is 10 microns

 

 

منابع و ماخذ

·       www.scincedirect.com

·       www.elsevier.com

·       www.cof.orst.edu

·       اصول قارچ شناسی،آلکسوپولوس و...،ترجمه دکتر حسین صارمی،و...انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد،چاپ1386

DAVID KOTHAMASI1, RAMESH CHANDER KUHAD1* & C.R. BABU2

1Department of Microbiology, University of Delhi South Campus, New Delhi 110 021, India;

·       2Department of Botany, University of Delhi, Delhi 110 007, India

·       www.bio.kpu.ac.jp

·       www.warwick.ac.uk

·       www.invam.caf.wvu.edu

 

·       Bio-Gro’s Complete Fertility System  (PDF)

 


 
 
بیماری ساق سیاه کلزا
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢
 

بیماری ساق سیاه کلزا یا blackleg

*      کلزا سومین گیاه روغنی مهم جهان است که تولید دانه آن از در سال 1998 به 25 میلیون تن بالغ گردیده است

*      دارای یک ریشه اصلی عمودی و غالباٌ بلند به شکل دوک شکل میباشد

*       همچنین دارای ریشه های جانبی متعددی است که معمولاٌ افقی هستند و کمتر در عمق خاک نفوذ میکنند.

*   . کلزا گیاهی از خانواده چلیپاییان (Cruciferea) و جنس کلمیان(Brassica) است. پنج گونه از جنس براسیکا که در سطح جهان بعنوان دانه روغنی کلزا

 کشت میشوند عبارتند از:

*      گونه کلزا (Brassica napus):

*   این گونه کلزای معمولی است که عموما در اروپا و کانادا کشت میشود و در کانادا به کلزای آرژانتینی معروف است زیرا برای اولین بار از آنجا به کانادا وارد شده است.

*      گونه شلغم روغنی(Brassica rapa):

*   قبلا این گونه (B.campestris) نامیده میشد. در کانادا به کلزای لهستانی معروف است زیرا برای اولین بار از آنجا وارد کانادا شده است.

 

*      گونه خردل سفید(Brassica hirta):

*   این گونه با عدد کروموزومی برابر 24است. در اروپا به خردل سفید و در شمال امریکا به خردل زرد معروف است. این گونه در کشورهای مذکور به طور گسترده بعنوان چاشنی(ادویه) کشت میشود

*      گونه خردل حبشی(Brassica Cartinata):

*      گونه خردل هندی(Brassica juncea):

*      کلزا گونه ای از نوع دانه روغنی خوراکی است که در سال 1970 توسعه پیدا کرد که شامل حدودا" 40% روغن بود.

*   واریته ارژانتینی  محصول بالقوه بیشتر و همچنین بلند تر و گنجایش روغن بیشتری از واریته لهستانی دارد. واریته ارژانتینی به حدود 95 روز برای رسیدن نیاز دارددر حالی که واریته لهستانی به حدود 80 روز برای رسیدن نیاز دارد.

 

 

عامل بیماری:

*      قارچ عامل بیماری Leptosphaeria

*      maculans(Desm)Ces&deNot

*      انامورف این قارچ Phoma lingam

 

 

علائم بیماری

*   این به برگها,  ساقه ها و غلاف حمله می کند و باعث زخمی شدن ساقه وکمر بر شدن می شود.جوانه گیاه ممکن است که ندرتا"بمیرد و در نتیجه علائم ممکن هست که با مرگ گیاهچه اشتباه شود. الودگی قبل از مرحله 6 برگه شدن باعث بیشترین فقدان محصول می شود.

*      دو نوع blackleg می تواند روی کلزا اثر بگذارد:

*      Virulent & Avirulent

*   strain mild (Leptosphaera biglobosa) که معمولا"در مزارع کلزا در خاموشی پیدا می شود. این پاتوژن ضعیف باعث سرطانی شدن سطحی ساقه دیررس در فصل می شود,امااثری روی محصول نمی گذارد.

*   strain virulent(Leptosphaera maculens)که می تواند روی جوانه زنی کلزااز وسط به بلوغ اثر بگذارد.به هر حال مرحله گیاهچه(seedling) مستعد ترین مرحله است.

 

 

 

لکه برگی: ساق سیاه زخم های زرد کمرنگ خاکستری خرمایی و تقریبا"مدوری را روی برگ هایی که عاقبت خالدارمی شوند با نقطه های سیاه کوچک ایجاد می کند.(پیکنیدیوم یا ساختار تولید اسپور قارچی).

*   mild strain فقط برگهای خشک شده و پیر را حمله می کند . در حالی که virulent strain می تواند برگهای جوان و کوتیلدون ها را مورد حمله قرار دهد .

*      وجود  لکه های برگی ساق سیاه در اوایل فصل نشانه خوبی است که  ساق سیاه در ارتباط باvirulent strain  هست.

 

 

 

 

*      شانکر ساقه : زخمهای سفید مایل به خاکستری یا قهوه ای تیره, اغلب با لبه تیره هستند.

*   سرانجام نقطه های سیاه (پیکنیدها)در روی زخم ها تشکیل می شوند.تحت شرایط رطوبت نسبی بالا توده ای از اسپور های بیرون افتاده از پیکنیدیوم سوراخ می کنند.

*      شانکر ساقه در اوایل فصل تشکیل می شود که ممکن است باعث احاطه شدن ساقه, رسیدن زودرس,lodging , و مرگ گیاه شود.

*   virulent strain ساق سیاه به طور ضعیفی همچنین باعث زخم ساقه نیز می شود, اما این به طور سطحی ایجاد می شود.زخم غیر کمری که در اواخر فصل اتفاق می افتدو تاثیری روی محصول ندارد.

 

 

*      زخم غلاف: زخم غلاف ساق سیاه کمتر واضح است از زخم برگ یا ساقه .

*      انها همچنین با پیکنید های سیاه خالدار می شوند.

*       غلاف ها ممکن هست که خرد شوند قبل از برداشت.

*      الودگی غلاف در اثر الودگی دانه است.

*      زمستان گذرانی: قارچ ساق سیاه زمستان در روی کاه بن کلزای الوده شده می گذراند.

*      بیشتر تکه هایی از ساقه می تواند تا 4 سال اشغال شوند یا  بیشتردر طول یک فصل خشک جدی از پا دراید .

*      کاه بن مورد هجوم ساق سیاه  می تواند تولید اسپور(اسکوسپور) ادامه پیدا بکند تا کاه بن تجزیه شود.

*      در چمنزارهای کانادا, تولیدات پیک اسکوسپورها مشاهده شد که 2 سال بعد از الودگی اتفاق می افتد.

*   اسپور های مسافت های طولانی: اسکوسپورها از محصولات الوده شده در طول فصل رشد ازاد می شوند.اسپورها می توانند به وسیله جریانات هوا به مسافت های دور حمل شوند.اما بیشتر اینها نشست می کنند در1-2km مزرعه ای که از انجا سر زده بودند.اسپور هایی که روی گیاه کلزا یا علف های هرز حساس می نشینند ممکن است که الودگی جدیدی را ایجاد کنند.

*   اسپور های مسافت های کوتاه: گیاهانی که الوده می شوند با ساق سیاه علاوه بر اینکه اسپور  ها روی برگها, ساقه ها و غلاف ها در هزاران پیکنید های به اندازه سر سوزن و سیاه تولید می شوند.

 

*   پیشگیریاین اسپورهای ثانویه در مسافت های کوتاه در یک مزرعه, عمدتا"به وسیله برخورد قطرات باران منتشر می شوند, باعث الودگی بیشتری روی گیاهان نزدیک می شوند.

*      زخم ناشی از تگرگ ممکن هست که الودگی برگها را افزایش دهد.

*   الودگی بذر: مسافت طولانی که بیماری منتشر می شود میان حرکت الودگی بذر اتفاق می افتد. وقتی بذر الوده به ساقه سیاه کاشته می شود, گیاهچه که ظاهر می شود ممکن است که کوتیلدون برگ یا ساقه الودگی داشته باشد. هر گیاهچه الوده اسپورهایی تولید می کنند که در نتیجه به گیاهان اطراف منتشر می شود.یک دانه کامل با سطح کم الودگی به اسانی می تواند الودگی را در سرتاسر مزارع به طور کامل نتیجه دهد.

 

 

*   ازمایش بذر ساق سیاه: برای مراقبت کردن از هجوم وایرولنت ساق سیاه به زمین شما بایدبذری که تست شده برای ساق سیاه را خریداری بکنیم..یک گواهینامه ازمایشگاهی برای همه بذر ها یی که تست می شود برای وایرولنت ساق سیاه و برای منفی بودن به بیماری را نشان می دهد.                                                        

*   ضدعفونی بذر: همه بذر ها باید با قارچ کش های ذیل پوشاننده بذردر نسبت های پیشنهاد شده ضد عفونی شوند : Foundation Lite, Gaucho CS FL, Helix, Helix XTra,, or Vitavax RS

*      ضدعفونی بذربذر زاد بودن ساق سیاه را کاهش می دهد.

*      همچنین مراقبت  را برای مسایل دیگر  مثل بلایت گیاهچه و سوسک کک فراهم می کند.

*      .ضد عفونی بذر کلزا را که در زمین هایی که  الوده به ساق سیاه کاشته شده محافظت نمی کند.

*      کنترل

*      تناوب زراعی : حداقل 3 سال تناوب در مزارع کلزا

*      از گیاهان غیر میزبان مانند غلات , چمن , یونجه,  شبدر و حبوبات بکارید.

 

*      کنترل علف های هرز: کنترل کلزای والنتر وعلف های هرز خانواده خردل در طول تناوب محصول

 

*      والنتر ها و علف های میزبان بیماری را در مزرعه از سالی به سال دیگر حفظ خواهند کرد.

*   کنترل علف های هرز در سال های بدون کلزا به شکستن سیکل بیماری کمک خواهد کرد.علف های هرزی که نشان می دهند که ساق سیاه را نگه میدارند شامل خردل وحشی

*      (Sinapsis arvensis), stinkweed (Thlaspi arvense), flixweed (Descurainia sophia),

*      shepherd's purse (Capsella bursa-pastoris), and tumbling mustard (Sisymbrium altissimum)

*      کشت ارقام مقاوم: گیاه کلزا مقاوم به ساق سیاه را کشت کنید. تعداد زیادی از B .napus

*      ( ارژانتینی   ) کشت هایی با سطح مناسب به بالاکه مقاوم اند اگر چه هیچکدام کاملا"ایمن نیستند.            

*      اما تقریبا" همه نژاد های لهستانی حساس به ساقه سیاه هستند

 

شیمیایی

*      :  قارچ کش هایی که شاخ وبرگ پاش هستند.

*      Tilt (propiconazole), Quadris (azoxystrobin) and Bumper 418EC (propiconazole)

*      برای کنترل ساق سیاه در طول تقریبا"مراحل رشدی (2-6 برگی) پیشنهاد می شود.

*      از دستورالعمل های برچسب پیروی کنید.

*      این قارچ کش ها باعث کاهش سطح بیماری می شوند اگر در فصل خیلی زود عمل بکنند

*      مقدار مورد استعمال باید وزن شود بر خلاف افزایش پتانسیل در محصول وقیمت های رایج در کلزا

*      کنترل تلفیقی: یک روش تلفیقی برای کنترل ساق سیاه موثر ترین هست.

*    تناوب زراعی موثرنخواهد بود اگر والنتر ها و  علف هرز اجازه نمایش داشته باشند.وایرته های مقاوم فایده نخواهند داشت اگر سیکل بتواند کوتاه شود.قارچ کش ها به تنهایی نزدیک به موفقیت نخواهند شد. پیروی کردن از کنترل پیشنهاد شده  ساق سیاه  ممکن هست همچنین به کنترل دیگرمحصولات کمک کند. مثل

*      sclerotinia stem rot and alternaria pod spot.

مطلبی که در بالا ارائه شد بیشتر ان ترجمه شده است در واقه یک مقاله برای ارائه در کلاس بود

که از سایت ها ی مختلف گرفته بودم از جمله :

www.gov .bc.ca

 

 

 


 
 
شانکر باکتریایی گردو (پوسیدگی مغز گردو)
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸
 

بیماری شانکر باکتریایی گردو

این بیماری از رشت ,بابل ,قزوین ,امل وتفرش گزارش شده است.

علائم

روی برگها لکه های مایل به سیاه کوچک ظاهر شده که به شکل گرد تا زاویه دار هستند. لکه های مشابهی ممکن هست روی شاخه ها هم ظاهر شود. روی میوه لکه های سیاهرنگ کوچکی در کنار گلگاه ظاهر شود.گسترش لکه ها روی میوه سبب می شود که تمام پوست خارجی میوه پوسیده گردد.

باکتری به مغز گردو حمله می کند , نفوذ کرده و باعث لزج , سیاه و چروکیده شدن ان می گردد.

روی جوانه ها و گلها نیز لکه های سیاه رنگی تشکیل می شود.

عامل بیماری

Xanthomoas arboricola pv.juglandisn

باکتری گرم منفی است و دارای یک تاژک قطبی است. زمستان گذرانی در جوانه ها و گلهای نر خشک شده می باشد.در بهار باکتری توسط باد و باران پخش شده  و موجب الودگی می گردد.رطوبت در توسعه بیماری نقش مهمی دارد.

مبارزه

·        استفاده از ارقام مقاوم

·        سم پاشی با سموم مسی  وبا انتی بیوتیک های مناسب

 

این مطالب را نیز از سر کلاس دکتر نیک نژاد یادداشت برداشتم.


 
 
اتشک سیب و گلابی
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳
 

بیماری اتشک سیب و گلابی

از مهم ترین بیماری های گیاهی روی سیب, به و گلابی است. خسارت روی گلابی است اما ارقام حساس سیب هم به اندازه گلابی خسارت می بینند .میزبانهای این باکتری بیشتر درختان میوه دانه دار و خانواده رزاسه می باشد.اما برخی درختان دیگر مثل زالزالک و ازگیل هم می توانند دچار این یبماری شوند. زالزالک بیشتر به عنوان مبزبان واسط عمل می کند.باکتری بر روی این میزبان واسط تکثیر پیدا کرده و جمعیت خود را افزایش می دهد و سپس با جمعیت بالا به میزبان اصلی حمله می کند.

عامل بیماری:Erwinia amylovora  

این باکتری به عنوان اولین باکتری بیماریزای گیاهی معرفی شددر سال 1882از امریکا گزارش شد و سپس در خیلی از جاههای دنیا گسترش پیدا کرد.درا یران این بیماری برای اولین بار در سال 1371 گزارش شد.

علائم بیماری

اولین علائم بیماری معمولا"در مرحله گلدهی ظاهر می شود گلها به صورت ابسوخته وسریع چروکیده می شوند فرم الودگی در برگ و گل و میوه به صورت کاملا"سیاه می شود طوری که درخت ظاهری اتش گرفته به خود می گیرد .و سرشاخه ها خم شده و حالت سر عصایی به خود می گیرند و شیره چسبناکی که محتوی باکتر است از ان خارج می شود که به ان Ooze  می گویند.

زیست شناسی باکتری

زمستان گذرانی این باکتری به صورت اپی فیتیک در بین فلس ها , جوانه ها وحاشیه شانکرها می باشد در بهار باکتری به وسیله باران از این نقاط شسته شده و پخش می شود از طرف دیگر الودگی اولیه از طریق ادوات باغبانی نیز می تواند انتقال یابد . الودگی ثانویه نیز از طریق حشرات و پرندگان و نیز انتشار به وسیله باران همراه با باد صورت گیرد.الودگی ثانویه در ایجاد اپیدمی نقش مهمتری نسبت به الودگی اولیه دارد.

مبارزه

1.    هرس شدید قسمتهای الوده حدود cm20-30  پایین تر از انچه که علایم دیده می شود

2.    وسایل هرس بایستی با محلول هیپر کلرید سدیم 10% یا الکل 60% ضد عفونی گردد

3.  سمپاشی باغات با سموم مسی مثل محلول بردو در پاییز و اواخر زمستان در مرحله ترم جوانه ها ودربهار هنگام باز شدن شکوفه ها(2 تا 3 بار بسته به شدت بیماری)

4.    هرس حتما"باید با سمپاشی توام باشد

5.    سوزاندن بقایای الوده

6.    خودداری از مصرف زیاد کود ازته

7.    استفاده ازمخلوط انتی بیوتیک  استرپتومایسین(15%) و تترا سایکلین(5/1%)

8.    استفاده از ارقام مقاوم

9.    استفاده از عوامل انتاگونیست در مبارزه بیولوژیکی مثل ایزوله های E.herbicola

مطلبی که در بالا بیان شد نیز از سر کلاس دکتر نیک نژاد یادداشت برداشتم.


 
 
سرطان طوقه
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٥
 

بیماری باکتریایی درختان میوه

سرطان مو یا طوقه

این بیماری در اکثر نقاط کشور مثل قزوین اراک تاکستان  اذربایجان  خراسان کرمانشاه و اصفهان گزارش شده  است.

علایم بیماری:

علائم به صورت گال در گیاه دیده می شود که در منطقه طوقه از سایر قسمتها بارزتر است گال ابتدا کوچک و نرم است اما با مسن شدن تیره تر شده و سفت و محکم می شود. گالها ممکن است که تا ارتفاع 5/1 متری هم در روی ساقه دیده شوند گاهی ممکن است که گال از تنه جدا شود در اثر تشکیل گال اوند ها نظم خود را از دست می دهند و در نتیجه قسمت های هوایی گیاه علایم کمبود مواد غذایی را نشان می دهند .

عامل بیماری

نام قبلی عامل این بیماری  Agrobactrium tumefaciens بود ولی وقتی که دیدند بر اساس DNA ارتباط بسیار نزدیکی بینAgrobactrium و Rhizobium دیده می شود نام ان شد:

Rhizobium radiobacter  pv.tumefaciens

این گال نتیجه هیپر تروفی و هیپرپلازی در گیاه ایجاد می شود انچه که این باکتری نیاز دارد اپین است که تنها در سلولهای الوده به اگروباکتریوم تولید می شود.

زیست شناسی باکتری: این یک باکتری خاکزی است و در غیاب میزبان خود قادر به دوام طولانی مدت در خاک است بیکتری از طریق خمهایی که تازه ایجاد شده وارد گیاه می شود وقتی که باکتری در فضای بین سلولی قرار گرفت T-DNA    خود را که مسئول ایجاد گال هست وارد سلول گیاهی می کند و وقتی که اسید نوکلئیک باکتری وارد سلول گیاهی شد با کروموزوم گیاهی متصل شد باعث سرطانی شدن گیاه میزبان می شود.

کنترل

1.    استفاده از نهال و قلمه سالم و کاشت انها در زمین ها بدون الودگی

2.    تا جایی که امکان دارد زخم در روی گیاه ایجاد نشود .

3.    ضد عفونی قلمهها در محلول های انتی بیوتیک مثل Tramycine

4.    مبارزه بیولوژیک:

استفاده از سوش های   R.radiobacter با نام K84 و 1026 که اینها تولید Agrocine  می کند که برای A.tumefaciens کشنده است امابر روی A.vitis  هیچگونه تاثیری ندارد.

 

مطالبی که در بالا بیان شد از سر کلاس دکتر نیک نژاد یادداشت برداشتم.

 


 
 
زنگ سیاه گندم
نویسنده : لیلا ابراهیمی مقدم - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٦
 

شاید بهتر باشه که اول یه تعریفی از بیماری داشته باشیم :

بیماری: هر گونه پروسه غیر عادی در گیاه که در اثر تحریکات مداوم به وجود بیاید و منجر به تغییراتی در فعالیت متابولیکی و سبب ظهور علائم گردد را می توان بیماری نامید .

پس  در واقع تفاوت عوامل بیماریزا با افات این است که به مداوم و دائم در ارتباط با گیاه هستند و مثلا"یک ویروس یک گیاه را نمی خورد و یا یک قارچ مواد مورد نیاز خود را جذب نمی کند در حالی که مثلا"یک کرم ساقه خوار یا یک شته گیاه را می خورد و بعد ان را رها می کند و می رود و به طور مداوم نیست .

بیماری های زراعی

Wheat Rusts زنگ گندم

زنگ سیاه گندم  Black Rust یا زنگ ساقه Stem Rust  یا زنگ الفی :

زنگ سیاه گندم از نظراهمیت در ایران بعد از زنگ زرد قرار می کیرد .یوردینیوسپور این زنگ حدود 3300 سال قبل کشف شدند. در ایران اولین بار توسط اسفندیاری در سال 1326 گزارش گردید .در تمام نقاط ایران وجود دارد.

عامل این بیماری Puccinia graminis f-sp.trtici است.این قارچ ماکروسیکل دو پایه است و گیاه زرشک  و ماهونیا  میزبان واسط زنگ سیاه گندم هستند.

یوردینیوسپورهایش بیضوی شکل  و خار دار و فندقی رنگ و تلیوسپورهایش دو حجره ای و در انتها گردو نوک تیز و پایه بلند دارند یوردینیوسپور نسبت به تلیوسپور دیواره نازک دارد و رنگ پذیر اند و تلیوسپورها دیوره ضخیم دارند و رنگ قهوه ای دارند و رنگ پذیر نیست.تلیوسپورها زمستان گذراند .

مراحل اسپرموگونیوم و اسیدیوم در روی میزبان واسط و بقیه مراحل(بازیدیا ویوردینیا و تلیا)  در روی گیاه اصلی(گندم)  است است و انچه که تکرار می شود در مرحله یوردیوم است . مرحله اسپرموگونی زنگ سیاه گندم عموما"از جوانه زدن بازیدیوسپور ها در بهار روی سطح فوقانی برگ زرشک  به صرت لکه های زرد ظاهر می شود. در داخل لکه ها اندام تیره رنگ کوزه ای شکلی به نام پیکنیوم (اسپرموگونیوم ) ظاهر می شود  بعد  از رشد کامل لکه از قسمت فوقانی دیواره اسپرموگونیوم هیفهای پذیرنده ظاهر می شود و اسپرماتی های زیادی همراه با یک قطره شهد از داخل اسپرموگونیوم خارج می شوند .ایپرموگونیوم ها بسته به فاکتور جنسی بازیدیوسپور ها که ممکن است مثبت یا منفی باشند روی برگ زرشک به وجود می ایند .حشرات به سمت این اسپرموگونیوم هخا جلب می شوند و سبب انتقال اسپرماتی منفی روی هیف پذیرنده مثبت و بر عکس می شوند و در نتیجه از امیزش بین اینها هیف دو هسته ای را تشکیل می دهند با به وجود امدن هیف دو هسته ای قارچ فعالیت خود را از سر گرفته و برجستگی های فنجانی شکلی به رنگ زرد نارنجی در سطح زیرین خود به وجود می اورد و به مرحله اسیدیوم می رود. درل داخل این اندامهای فنجانی شکل اسیدیوسپورهای دو هسته ای روی کنیدیوفور های کوتاه تشکیل می شوند و معمولا" از طریق باد به میزبان اصلی یعنی گندم حمل می گردند . بعد از جوانه زدن لوله های تندش تولید می نمایند که از راه روزنه ها به داخل برگ رخنه می کنند سپس در مدت کوتاهی حدود 10 روز تاولهلیی به رنگ قرمز اجری در ساقه , برگ و غلاف ظاهر می گردد

که به این مرحله یوردینیوم می گویند.در این مرحله اپیدرم روی تاولها پاره می شود و اسپور های تک سلولی دو هسته ای به نام یوردینیوسپور ازاد می شوند .که این مرحله از زنگ به فاصله 7-14 روز تکرار می شود و بدی ترتیب این بیماری از مزرعه ای به مزرعه دیگر انتقال پیدا می کند.و بعد قارچ با توجه به شرایط اب و و هوایی تغذیه ای به مرحله تلیا می رود .

کنترل بیماری های زنگ گندم

  1. استفاده از واریته مقاوم: برای تمام بیماری ها توصیه می شود اما برای بعضی از بیماری ها مثل همین بیماری راه دیگری نداریم چون از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست .ما نمی توانیم برای گندم که ارزش اقتصادی پایینی دارد  و جزءمحصولات ارزان قیمت است به فاصله هر 14 روز سمپاشی کنیم

 

  1. Multi cultivar
  2. حذف میزبانهای واسط مانند زرشک و ماهونیا ولی اگر ما همه زرشکهای دنیا رو نابود کنیم باز هم زنگ مهار نمی شود چون حرکت یوردینیوسپورها قاره ای ایست در کره زمین اگر جایی زمستان است در جای دیگر تابستان است .
  3. جلوگیری از مصرف زیاد کود ازته
  4. جلوگیری از تراکم کشت
  5. کنترل شیمیایی با:

گورد که 4 تا 5 بار در هر فصل مورد نیاز است که البته به صرفه اقتصادی نیست.و سموم سیستمیک مانند Triadimefone و... که یک یا دو بار به فاصله 1-3 هفته

ضد عفونی بذر با Triadimefone

 

مطابی که گفته شده از کتاب بیمارهای زراعی دکتر الهی نیا و یادداشتهایی است که من از سر کلاس استاد برداشتم.


 
 
← صفحه بعد